مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
271
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ديدار آن همدمان را لذّت است / موجزنان ، در قدحهايى از زر ناب خجسته كه سرشار است / چون بدان رسند كه خواستار آنند / پذيراى ايشان شود و هر كه روزه دارد مىگشايد / و آن نذرها از ميان برخيزد / و فضل الاهى ، پى در پى ، بر ايشان وارد شود / و قسمتها پايان پذيرد [ 1 ] / بدان كه اين چيزهايى است كه در روايت و خبر آمده است ، بعضى از آنها ثواب و بعضى عقاب و بعضى نيز دسته دسته كردن و بازشناخت است [ 2 ] و مسلمانان در اسامى آنها اختلافى ندارند ، اختلاف بر سر معانى است . [ صراط ] امّا صراط : در حديث چنين آمده است كه پلى نصب مىشود بر روى جهنم و خلق بر آن گذر داده مىشوند ، هر كس از اهل بهشت باشد ، از آن مىگذرد و هر كه دوزخى باشد در آن سقوط مىكند . و در وصف آن گفتهاند كه تيزتر از شمشير است و باريكتر از موى و لغزان است و لغزشگاه است با خارهاى درشت و آهنهاى كج و خارشترى و خار سه پهلوى پهن و مسير آن فلان قدر سال طول مىكشد ، چه در صعود و چه در هبوط و چه در گام هشتن . و مردمان ، به اندازهء اعمالشان ، از آن مىگذرند ، بعضى چون آذرخش خيره كننده و بعضى چون باد دمنده و بعضى به مانند پرندگان و گروهى همچون اسب لاغر ميان ، بعضى با دويدن و بعضى با تندروى و بعضى با رفتن ، گروهى سم بر زمين كشان و بعضى بر دست و شكم روان و گروهى بر سينه و پهلو . و بسيارند زنان و مردانى كه بر آن پل مىلغزند . بعضى در جواب گفتهاند : چه ظلمى بالاتر از اين كه مردمان را به چنين كار دشوارى وا دارند ؟ و در جواب ايشان گفته شده است اين كار بازشناختى است و تمييزى ميان اهل طاعت و اهل عصيان و نشانى است بر حقانيت هلاك آنان كه هلاك شدهاند و رستگارى آنان كه رستگار شدهاند . و در بعضى اخبار چنين آمده است كه اهل طاعت از صراط چنان مىگذرند كه خود آن را احساس نمىكنند و گفته شده است كه صراط در زير پاى ايشان به هم كشيده مىشود آن گونه كه پوست در آتش و آنگاه كه در بهشت استقرار يافتند گويند چه شد كه ما از صراط عبور نكرديم و از آن آتشى كه وعده داده
--> [ 1 ] نگاه كنيد به صفحهء قبل . [ 2 ] متن : « منها ما هو تمييز و تفريق . »